____[The Forbidden Crossing]____
تـقـاطـع مـمـنـوعـه⁵⁶
پوفف حالا بذار ببینم چیه
و هدفونمو آوردم و گذاشتم توی گوشم
چند لحظه بعد فیلم پخش شد
5 دقیقه اول با خودم گفتم:
-این کجاش ترسناکه آخهه
15 دقیقه بعد کمی ترسناکتر شد
و توی نیمه دوم فیلم حسابی ریده بودم به خودم
دختره میخواست چیزی رو از زیر تختش برداره و همون لحظه دو تا چشم از زیر تخت معلوم شد و دختره رو کشید زیر تخت و تیکه تیکهاش کرد...(حاجی من اصلا فیلم ترسناک نمیبینم ببخشید اگر توصیفم ترسناک نبود😂)
واقعا ترسیده بودم..
که همون لحظه نوتیف یه پیام از تلگرام بالای صفحه گوشی نمایان شد
"قراره خیلی بیشتر از این فیلم شکنجه بشی😂"
و همون پیام کافی بود که یه جیغ بلند با تمام قدرت بکشم
جوری که فکر کنم کل لندن بیدار شده باشن
و همینطور سریع هم گوشیو پرت کردم اونور
کوک هراسون وارد اتاق شد
و با چهره رنگ پریده من روبه رو شد
+هی...هی چی شده؟
با دستم به گوشی اشاره کردم
گوشی رو برداشت و تا چشمش به پیام افتاد رنگ از صورتش پرید
+چند وقته از این پیاما بهت میده؟
-تقریبا از وقتی اومدیم لندن(ترسیده)
+بعد الان باید بهم بگی؟
-یه اوسکله بابا ولش کن
+پس چرا دقیقا اینطوری جیغ کشیدی؟
-د..داشتم فیلم ترسناک میدیدم این پیامه اومد
انگار کمی چهرهاش نرمتر شده بود
+هی چیزی نیست دیگه بقیه این فیلمو هم نبین
-اوهوم
ببخشید بیدارت کردم
+ایرادی نداره...
نگران اون پیاما هم نباش خودم ته و توشو در میارم
-مرسی
+چیزی نیاز داشتی صدام بزن
شبت بخیر فسقلی
مثل برق گرفته ها سیخ شدم و گفتم:
-هوییی من کجام فسقلیه؟
+برای من که هستی
-پیری
+من 25 سالمه کجام پیره؟
-منم 19 سالمه کجام فسقلیه؟
کمی نزدیکتر اومد و دستشو به سرم کشید و موهامو بهم ریخت
بعد با همون لحن رو اعصابش گفت:
+فسقلی
و بعد هم سریع از اتاق در رفت بیرون.
زیر لب گفتم:
-ایششش اصلا هم فسقلی نیستم
و بعدم پتو رو کشیدم روی سرم و خوابیدم
....
#رمان #فیک #تقاطع_ممنوعه #رایا #کوک #The_Forbidden_Crossing
پوفف حالا بذار ببینم چیه
و هدفونمو آوردم و گذاشتم توی گوشم
چند لحظه بعد فیلم پخش شد
5 دقیقه اول با خودم گفتم:
-این کجاش ترسناکه آخهه
15 دقیقه بعد کمی ترسناکتر شد
و توی نیمه دوم فیلم حسابی ریده بودم به خودم
دختره میخواست چیزی رو از زیر تختش برداره و همون لحظه دو تا چشم از زیر تخت معلوم شد و دختره رو کشید زیر تخت و تیکه تیکهاش کرد...(حاجی من اصلا فیلم ترسناک نمیبینم ببخشید اگر توصیفم ترسناک نبود😂)
واقعا ترسیده بودم..
که همون لحظه نوتیف یه پیام از تلگرام بالای صفحه گوشی نمایان شد
"قراره خیلی بیشتر از این فیلم شکنجه بشی😂"
و همون پیام کافی بود که یه جیغ بلند با تمام قدرت بکشم
جوری که فکر کنم کل لندن بیدار شده باشن
و همینطور سریع هم گوشیو پرت کردم اونور
کوک هراسون وارد اتاق شد
و با چهره رنگ پریده من روبه رو شد
+هی...هی چی شده؟
با دستم به گوشی اشاره کردم
گوشی رو برداشت و تا چشمش به پیام افتاد رنگ از صورتش پرید
+چند وقته از این پیاما بهت میده؟
-تقریبا از وقتی اومدیم لندن(ترسیده)
+بعد الان باید بهم بگی؟
-یه اوسکله بابا ولش کن
+پس چرا دقیقا اینطوری جیغ کشیدی؟
-د..داشتم فیلم ترسناک میدیدم این پیامه اومد
انگار کمی چهرهاش نرمتر شده بود
+هی چیزی نیست دیگه بقیه این فیلمو هم نبین
-اوهوم
ببخشید بیدارت کردم
+ایرادی نداره...
نگران اون پیاما هم نباش خودم ته و توشو در میارم
-مرسی
+چیزی نیاز داشتی صدام بزن
شبت بخیر فسقلی
مثل برق گرفته ها سیخ شدم و گفتم:
-هوییی من کجام فسقلیه؟
+برای من که هستی
-پیری
+من 25 سالمه کجام پیره؟
-منم 19 سالمه کجام فسقلیه؟
کمی نزدیکتر اومد و دستشو به سرم کشید و موهامو بهم ریخت
بعد با همون لحن رو اعصابش گفت:
+فسقلی
و بعد هم سریع از اتاق در رفت بیرون.
زیر لب گفتم:
-ایششش اصلا هم فسقلی نیستم
و بعدم پتو رو کشیدم روی سرم و خوابیدم
....
#رمان #فیک #تقاطع_ممنوعه #رایا #کوک #The_Forbidden_Crossing
- ۱۳.۲k
- ۰۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط